امروز نتم خرابه و مجبورم با موبایل پست بذارم ، واسه همینم یه غذای فوق راحتو انتخاب کردم که عکس مراحل احتیاج نداشته باشه و بی دردسر دستورشو بذارم

عدسی ، این آش ساده اما کامل که از نوستالژی های صبح جمعه بچگیاست ! با عطر پونه و نون تازه …

حتما خیلی از شما این آش رو میشناسید و پختنشو بلد هستید ، اما خودم به شخصه یه خانومی رو دیدم که میخواست آش عدسی بپزه ، آشه لعاب نمیداد ، انقدر برنج ریخت توش که لعاب بده ، یه چیزی تو مایه های عدس پلوی شفته تحویل گرفت !، میدونم مثل اون خانمی که عرض کردم تو دخترای امروزی کم نیست ، دخترا ! آش عدسی خوشمزه اینجوری پخته میشه ! ساده ترین آش دنیاست ، اگه تو این سرما هوس آش گرم کردید از دستش ندید ،خیلی پرخاصیت تر و خوشمزه تر از سادگیشه

چندتا نکته واسه خوشمزه و جا افتاده تر شدنش میگم ، که به درد خانومای آشپزی بلد هم میخوره

مواد لازم :

عدس آشی : ۲ پیمانه

سیب زمینی :۱ متوسط

پیاز : ۱ متوسط

روغن : ۱ ق غ

نمک ، فلفل ، زردچوبه

پونه ، کره یا روغن کرمانشاهی برای سرو

روش کار :

خیلی شیک و مجلسی ،عدس رو میشوییم و با سیب زمینی نگینی خرد شده و ۵ پیمانه آب میذاریمش بپزه ، اول شعله زیاد تا آب جوش بیاد، بعد متوسط -کم در حدیکه از جوش زدن نیفته

با در بسته ۱ ساعت باید به جوش و خروش خودش ادامه بده ،ما هم میریم به کار و زندگیمون میرسیم

بعد یه قاشق میگیریم دستمون ، داخل قابلمرو نگاه میکنیم ، هر سیب زمینی درشتی بهمون دهن کجی کرد،میکوبیمش به دیواره قابلمه که له بشه

میتونیمم سر گوشتکوب برقی رو ببریم تو قابلمه و ۱۰ ثانیه روشنش کنیم ، هدفمون اینه که ۲۵% از عدسهارو با سیب زمینی له کنیم که به لعاب تبدیل شن

یه راه ساده تر هم داریم ، یک قاشق غ آرد رو توی تابه جدا تفت بدیم و بریزیم توی آشمون

همزمان با مراسم لعاب سازی، اون پیازی که داشتیم هم به پیازداغ تبدیل میکنیم و زردچوبه و فلفل میزنیم و با کمی نمک میریزیم تو آش

میذاریم یک ربع با شعله ملایم و در بسته جا بیفته ، نمک غذا رو هم تنظیم میکنیم ، من کم نمک تر در نظر میگیرم که بشه سر سفره یه ذره نمک پاشید، ید نمک با حرارت میپره

هرموقع دیگه قار و قور شکممون اجازه نداد که به کاری غیر از خوردن بپردازیم ، از آش خوشمزمون میکشیم و کمی پونه خشک روش  میپاشیم و از آش خوشمزمون لذت میبریم

یک روش جنایتکارانه هم هست که یک تکه کره بندازیم روی آش داغمون ذوب بشه و بعد بخوریمش

در هر صورت خوشمزس ، با وجود سادگیش میشه گفت که از نظر تغذیه ای هم غذای کاملیه ،

همین الان عدسی خوشمزرو بار بذارید و تا خود وقت نهار به زندگیتون برسید، گل هارو آب بدید ، شعر بخونید و لاک بزنید ، در حال گوش دادن آهنگ مورد علاقتون قر بدید و گردگیری کنید !

 بعضی سادگی ها خیلی لذتبخشه …

16 نظر برای این مطلب تاکنون

  1. منا می‌گه:

    اوه اوه
    اینو باید وقتی از سرکار میرسی خونه و هوا سرده و بارون میاد درست کنی، نون سنگک داغم بگیری …
    دیگه آدم از زندگی چی میخواد؟
    😉

    • پیوند می‌گه:

      واییییییی خیلی خوبه ، به به

      سنگک و آش خونگی و بارون …..

      فضا رومانتیک شد اصلا ، من برم یه شعر دونفره بگم

  2. افسانه می‌گه:

    برای شادی روح سیب زمینی های کوبیده شده به قابلمه اجماعا یک دقیقه سکوت!!عدسی یه غذای ساده و فوق العاده خوشمزست که تقریبا هفته ی شب مهمون خونه ی ماست.البته مامان زری من با یه ذره تغییرات درستش میکنه .مثلا از رب انار هم توش استفاده میکنه به هر حال یک شمال ویک رب انار !!!چه جالب من عاشق نعناوپونه خشکم حتما ایندفعه استفادش میکنم.خییییلی ممنون پیوند جون .درمورد حرف اخرتم باهات موافقم.یاد یکی از دوستانم اوفتادم ک وقتی از پشت کنکوری بودن خسته شده بودم بهم گفت قبل درس خوندن لاک بزن اولش به نظرم مسخره میومد ولی وقتی انجامش دادم خیلی روم تاثیر گذاشت .لذت رو میشه تو چیزای ساده هم پیدا کرد.مثل الان که میخوام برم زیر بارون چایی بخورم.

    • پیوند می‌گه:

      اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم (مثل اخبار با صلوات شروع کردم یهو!)
      بله دقیقا ، البته بچه بودم زیاد ذوق نمیکردم واسه همینم کم میپخت مامانم ،با ازون بچه های برنج خورنده ! بودیم …

      دست مامان زری عزیزتون درد نکنه ، وااییی رب انار؟! حتما عالی میشه من عاشق طعم انارم ، باید امتحانش کنم ، مرسییییییییییییی ،شما هم پونه رو امتحان کن،مشتری میشی

      آره دقیقا همینطوریه ، به قول یه دوست،روزای خوب هیچوقت نمیان،روزای خوبو باید آورد ،باید ساخت … روش شما برای ساخت روز خوب هم جالب بوده

      به به امروز چه روز خوب ِ فوق العاده ای داشتی .. نوش جان

  3. سعیده می‌گه:

    خدا قوت همشهرییییییی :)

  4. دریا می‌گه:

    پیوند جونم اگه تو ۱۵دقیقه آخر بهش آویشن پهن شیرازیم اضافه کنی بعد بوش دیوونت میکنه

    • پیوند می‌گه:

      اووه چه باحال! مرسی دریا جون، عطر آویشن رو دوست دارم حتما امتحانش میکنم
      پس حالا دوتا گزینه دارم برای تست کردن ، رب انار و آویشن شیرازی

      خیلی هم عالی

  5. دخترپاییز می‌گه:

    سلام علیکوووووووووم
    شاگرد تنبل کلاس بیلاخره لب تاپش رو باز کرد….

    هووووررررراااا

    به افتخارش جیغغغغغغغ و دست …یواشکی هم یه قر نامیزون….:))

    با اجازه استاد….کمی هم آبلیمو یا سرکهء بالزامیک و گلپر

    دلم واست یه ذرررره شده بود هرچند اونطرف مزاحم میشدم ولی اینجا یه لطف دیگه داره…بوووووووس هوارتا

    • پیوند می‌گه:

      سلام به دختر پاییزی نازنین
      خیلی خوش برگشتی شاگرد زرنگ کلاس هم بالاخره یه تعطیلات احتیاج داره خانومی

      خونه نو مبارک ، به خوشی و سلامتی ان شالله

      به به اونم باحاله،سرکه بالزامیکو دوس دارم،به شرطیکه اصل ایتالیا باشه ،به به

      منم دلم واست تنگ شده بود ،وقتی هرکدومتون نیستید جاتون خالیه ، یک میلیون و نهصد و یازده تا بوس

  6. دخترپاییز می‌گه:

    اجازه میشه یه چی بگیم….

    تازه ازدواج کرده بودم…تو پرانتز یه چی دیگه بگم که من از خونه داری و آشپزی و خلاصه هرچی مربوط به یه دختر باشه متنفر بودم…موقع خواستگاری هم مامانم به همسری گفت که این چای که دخترم براتون ریخته کار اون یکی خواهرشه….نخند خووو آشپزخونه مثل الان اپن نبود …خواهرم تقلب کرد…:))

    خلاصه …دم عید بود و قرار شد اولین سبزهء زندگی متاهلی رو سبز کنم…مامانم گفت من برات میندازم گفتم وووووی نه…خودم بلتم….یواشکی از بابام پرسیدم…بابا گفت عدس رو خیس کنی از همه چی راحت تره..دوتا بسته عدس ریختم تو قابلمه بزرگ با آبجوش خیسش کردم…نشستم دیدم هوووووچ اتفاقی نمیوفته…زنگ زدم به بابا…گفتن بزار جای گرم دختر اینقدر هول نباش…..
    منم که انگاری هفت ماهه دنیا اومدم…گفتم جای گرم…کوجا بهتر از کنار بخاری…نصفه شب سر زدم دیدم نه جوونه زده نه هیچی….دیدم خووو شاید جاش سرده…گذاشتم قابلمه رو روی بخاری و با خیال راحت خوابیدم…صبح دیدم به به عدس ها له شدن زنگ زدم بابا…گفتن یه کم پیاز داغ بریز یه کم نمک و زردچوبه ….منم نون میگیرم میام….
    خلاصه اولین سبزهء زندگی عشقولانه خورده شد:))

    اصلا هم پر حرفی نکردم….هوووووم این به خاطر غیبت طولانی بود…بوووووووووووووس

    • پیوند می‌گه:

      خاطرتو خوندم ،یه حس صمیمیت پدر و دختری خیلی قشنگی توش بود که حسابی به دلم نشست ،کلی هم به شاهکارت خندم گرفت

      من خودم کلاس اولی که بودم،خانوم معلمم گفت لوبیا یا عدس بکارید و بعدا بیارید ، من لوبیارو گذاشتم جوانه زد و بعد کاشتم، هرروز از ذوقم یه لوبیا برمیداشتم و بازش میکردم ببینم برگ داخلش در چه مرحله ایه،غافل ازینکه دیگه تو گلدونم لوبیا نمونده ، روز تحویل کار من یه گلدون خالی داشتم … ،باز خوبه شما یه نهار خوشمزه عایدت شده، به به

      خیلی هم لذت بردم ، مرسی که خاطره جالبتو گفتی ، خیلی هم خوشحلم که برگشتی، بووووس

  7. دخترپاییز می‌گه:

    عاقا اجازه…..ما امروز عدسی پزدن داشتیم ….ولی مراسم لعاب گیری رو با….هق هق هق….نــــــــــــــــه…..با کلی قهقهه…و خنده …در مقابل چشمان گرد شده از تعجب اهل منزل انجام دادیم….

    ووووووووی با پونه چیقذه خووووشمزه شد….

    فداااااات ….اجازه عکس تکلیفمون رو میفرستیم….

    بووووووووس

    • پیوند می‌گه:

      مجازه مجازه !

      وای چه عااااااالی،نوووووووووووووووووش جان،عکسشو دیدم، الان کامنتهارو جواب بدم انشالله اسمتو روش مینویسمو میذارمش توی آلبوم خوشگلت

      چرا چشم اهل منزل گرد شده بود؟! بخاطر کوبیدن سیب زمینی های پررو به قابلمه؟

      نوووش جونتون ، از قیافش که معلوم بود خیلی خوشمزه پختیش ، واقعا عالی،براووووووو

      هزارتا بوس

insta teleg

گالری

  • آلبوم هنرهای دوستان
  • منوی نوروز
  • آلبوم سایت
  • معرفی سایت / سوالات متداول